تبليغاتX
راهیان سپیده

+ نوشته شده توسط رز در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 20:13 |

+ نوشته شده توسط رز در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 23:41 |
+ نوشته شده توسط رز در دوشنبه بیستم شهریور 1385 و ساعت 23:36 |
+ نوشته شده توسط رز در جمعه هفدهم شهریور 1385 و ساعت 22:21 |

 

اسمتو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده شی

اسمتو گذاشتم افتاب ترسیدم غروب کنی

اسمتو می ذارم نفسم که اگه رفتی منم نباشم

+ نوشته شده توسط رز در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 22:12 |
+ نوشته شده توسط رز در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 1:37 |

 

زندگی زیباست اگر شرط ان عشق باشد

عشق زیباست اگر اهنگ ان غم باشد

غم زیباست اگر همراه با اشک باشد

اشک زیباست اگر در سکوت باشد

 

اشتباهی که همه عمر پشیمانم از ان

اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم

 

عشق از زندگی کردن بهتر است و دوست داشتن از عشق برتر است

 

 

+ نوشته شده توسط رز در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 و ساعت 1:31 |

 

قلب تو قلب من دو قلب از هم جداست

قلب تو گر اهنی است قلب من اهنرباست

+ نوشته شده توسط رز در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 20:39 |

قابل توجه اونایی که می گن عشق معنا نداره.

قابل توجه اونایی که می گن عشق رنگ و بو نداره.

هیچ می دونی نداشتن عشق در زندگی یعنی مردن .

هیچ می دونی وقتی خدا ادم رو خلق کرد ازش قول گرفت امانتدار عشق باشه.

هیچ می دونی خدا عشق و عشق بازی هر دو را با هم به بابا ادم و ننه حوا داد .

بازم بگم.....

باشه دیگه نمی گم جز اینکه عشق زمینی و اسمونی نداره هر دوش مقدسه .....

اگه اضطراب میده اونم مقدسه اگه انتظار میده اونم مقدسه ..... 

+ نوشته شده توسط رز در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 20:20 |
 

ای خدا من از تو جنگل نمی خوام فقط یه درخت می خوام واسه اینکه زیر سایه اش بمونم ...

من از تو دریا نمی خوام یه ماهی می خوام واسه تمام زیباهایش...

من از تو خونه نمی خوام اتاق می خوام واسه تموم دلتنگی هاش...

من از تو اینارو هم نمی خوام فقط اونو می خوام اونو می خوام ....

اون همه اینارو داره به اضافه دل من که تو دستش گرو ...

+ نوشته شده توسط رز در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 15:19 |
 

دفتری که بسته شد دیگه بازش نکن.....قلبی که شکسته شد دیگه نازش نکن......

+ نوشته شده توسط رز در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 15:12 |

 

شبی در خواب ناز بودم دیدم کسی در میزند در را گشودم روی ان دیدم غم است در میزند غم با ان همه

بیگانگی هر شب به من سر میزند

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر میزند

+ نوشته شده توسط رز در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 21:48 |
 

نام تو را اورده ام دارم عبادت میکنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم

 

 

+ نوشته شده توسط رز در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 0:3 |


Powered By
BLOGFA.COM